
ص 






]]>
به گزارش ایرنا، عباس محمدیان با بیان اینکه دفتر تبلیغات و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت جدی برونسپاری برگزاری نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی ایران را در دستور کار قرار داده است، گفت: برنامهها و فعالیتهای توسعهای و تحولآفرین حوزه تبلیغات در سال جاری با ایجاد زیرساختها و بنیانهای علمی و عملیاتی از طریق بهرهگیری از ظرفیتهای فعالان و دستاندرکاران تبلیغات کشور آغاز شده و به صورت جدی پیگیری میشود.
محمدیان با اشاره به نامگذاری سال جدید و لزوم اجرایی کردن فرامین و منویات رهبر معظم انقلاب در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای تبلیغاتی، گفت: با رویکردی تحولآفرین از سال گذشته با جلب مشارکتهای علمی، فنی، محتوایی و اجرایی گروههای مختلف در جامعه دانشگاهی، انجمنها، موسسات و تشکلهای مردمنهاد در حوزه تبلیغات، وارد این عرصه شده و در سال جاری نیز این برنامهها با راهاندازی سامانه نظارت مردمی بر تبلیغات و ارتباطگیری و تعامل حداکثری با نخبگان و دستاندرکاران تبلیغات ادامه یافته است.
مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاعرسانی در ادامه اظهار داشت: در همین ارتباط و با ایجاد سازوکارهای لازم بنا داریم رویدادهای تبلیغاتی را با مشارکت بخشهای غیردولتی برگزار کنیم و در نخستین گام، از تمامی شرکتها، موسسات و کانونهای تبلیغاتی دعوت میکنیم برای برگزاری نمایشگاههای ملی، منطقهای و استانی تبلیغات، پیشنهادات و طرحهای خود را ارائه کنند تا با موافقت و اخذ حمایتهای ویژه این دفتر، شاهد برپایی رویدادهای بزرگ و تحولآفرین در این عرصه باشیم.
محمدیان خاطرنشان کرد: نمایشگاه تبلیغات در راستای سیاستهای فرهنگی و اقتصادی دولت در بهرهمندی از توانمندیهای صنعت تبلیغات در ارتقای سطح تجارت ملی و بینالمللی و کمک به افزایش کارآفرینی و بهرهوری برگزار خواهد شد و تلاش میشود دستاوردهای دانشبنیان، صنعتی، پژوهشی و علمی اندیشمندان، پژوهشگران، دستاندرکاران، تولیدکنندگان و کارآفرینان حوزههای مختلف تبلیغات و تجارت و توانمندیهای ملی و بینالمللی سازمانهای تبلیغاتی کشور در این نمایشگاه عرضه شود.
مدیرکل تبلیغات و اطلاعرسانی افزایش سهم و نقش بخش خصوصی، افزایش ظرفیتهای رقابتپذیری در حوزه محصولات و خدمات، کسب و کارها، بنگاهها، نهادها، موسسات، کارآفرینها و استارتاپها و شرکتهای خلاق و دانشبنیان در کشور را از جمله اهداف برگزاری این نمایشگاه دانست.
وی گفت: شناخت و توسعه روشهای تجاریسازی و استانداردسازی و ارتقا کیفیت محصولات و خدمات و محتواهای تبلیغاتی و ایجاد بستری مناسب جهت توسعه فرهنگ تولید داخلی و صادرات با رویکرد حمایت از کالای ایرانی از جمله برنامههای محتوایی این نمایشگاه است و تلاش میشود امکان تعامل مستقیم بین مدیران ارشد و اقتصاد مجموعههای موفق جهت بهرهمندی از منافع مشترک اقتصادی و اعتباری و معرفی و توسعه کسبو کارهای نوین در این رویداد ملی محقق شود.
محمدیان افزود: تمامی موسسات و مجامع ذیربط میتوانند تا پایان اردیبهشت ماه جاری، طرحها و برنامههای خود را در این زمینه به درگاه الکترونیک به نشانی INFO@AD.GOV.IR یا مستقیماً به نشانی دفتر تبلیغات و اطلاعرسانی ارسال کنند.
برنامه تلویزیونی بیواسطه با اجرای محمد دلاوری، محصول سازمان هنری رسانهای اوج است که در هر قسمت سراغ یک موضوع و بررسی ابعاد مختلف آن میرود. این برنامه روزهای زوج ساعت ۱۹ از شبکه یک و روزهای فرد ساعت ۲۲ از شبکه تهران پخش میشود. سید محمد علی صدرینیا، تهیه کننده و کارگردان برنامه درباره رویکرد فصل دوم «بیواسطه» گفتوگویی با خبرنگار تلویزیون ایرنا داشته که متن آن در ادامه آمده است.
چه انگیزهای باعث شد تا فصل دوم «بیواسطه» را بسازید؟
پس از بازخوردهای خوبی که در فصل اول برنامه بیواسطه از رسانهها و مخاطبان دریافت کرد، تیم سازنده به این فکر افتاد در فصل دوم به سراغ موضوعات جدیدتر، به روزتر و چالش برانگیزتر برود. لذا برای طراحی درست، تلاش شد بر اساس بازخوردهای مثبت و استقبال مخاطب پیش برویم و موضوعات را بر همین مبنا بسنجیم.
به همین جهت در فصل دوم بیواسطه توجه ویژه به مخاطب و سلیقه آنها شد. چون همین بازخوردهای مثبت بود که به تیم سازنده انگیزه و نشان داد بیواسطه همچنان ظرفیت تولید دارد و میتواند به سراغ سوژههای جذابتر و البته جدیتر برود.
«بیواسطه» خودش را داخل استودیو محدود نکرد
علت این استقبال را در سوژهها میبینید یا نحوه پرداختن به آنها؟
یکی از ویژگیهای بارز برنامه بیواسطه در این است که خودش را داخل دکور و استودیو محدود نکرد و با دوربین به سراغ سوژههای گوناگون و ماجراجویی در دل آنها رفت. تیم سازنده از همان ابتدا تصمیم گرفته بود اگر قرار است به سراغ یک موضوع برود و درباره آن صحبت کند از نزدیک و بدون واسطه چه در داخل تهران و چه استانهای دیگر ورود کرده و آن را دنبال کند. همین موضوع برای برنامه بیواسطه یک مزیت بود و آن را برای مخاطب جذابتر کرد.
در کنار منفعل نبودن برنامه بیواسطه، زبان مطالبهگر محمد دلاوری بر جذابیتاش افزوده بود. این نگاه مطالبهگرانه البته به صورتی بود که هم جنبههای مثبت سوژه و هم جنبههای قابل انتقاد را میدید. از این رو دچار خودسانسوری نمیشد و تمام تلاش برنامه بیواسطه در این بود که بدون خودسانسوری به موضوعات گوناگون بپردازد و خود را به سوژههای مورد نظرش نزدیک کند.
با توجه به آنچه گفتید رویکردی که در فصل دوم «بیواسطه» در نظر گرفتهاید به چه صورت است؟
مسائلی که در برنامه بیواسطه به آن پرداخته شده دارای چند وجه است. یک وجه، موضوع و پروندهای است که به خودی خود اهمیت دارد. یک وجه، شخصیت مهمان است که آن فرد، اصالت و موضوعیت دارد. وجه دیگر، لوکیشنی است که دوربین بیواسطه به سراغ آن رفته است. به عنوان مثال رفتن دوربین برای اولین بار به منطقه نظامی پارچین و کارخانه اسلحه سازی جذابیت موضوعی بود که در بیواسطه انجام شد.
در کنار وجوه متفاوتی که در فصل دوم بیواسطه به آن پرداخته شده تلاش، شده است تا سراغ هر موضوعی میرویم، شخصیت محوری آن جا را با خود همراه سازیم. به عنوان مثال با رئیس سازمان انرژی اتمی، رئیس دانشگاه آزاد، رئیس اورژانس، رئیس راهداری و… گفت و گو انجام شده است. از آنها خواستیم تا مقابل دوربین قرار بگیرند و سعی شده از شخص اول و شناخته شده آن دستگاه و ارگان موضوع مورد نظر را پیگیری کنیم.
با این حساب، برنامه به موضوعات نگاه کلان دارد؟
بله، طراحی برنامه بیواسطه به گونهای است که در هر قسمت یک موضوع را در قالب پرونده پیگیری میکند. موضوعهایی که از نظر افکار عمومی جذاب و چالشی هستند و همواره مخاطبان درباره آن سوال دارند. همچنین به سراغ مواردی رفتهایم که ماجرا و قصه آنها کمتر شنیده و درباره آن صحبت شده است. ضمن آنکه با دوربین بیواسطه ابعاد گوناگون آن را بررسی و روایت میکنیم.
آیا در فصل دوم بخشی را در نظر گرفتهاید که پیگیری مطالبات و وعدههای موضوعات فصل اول باشد؟
بله، یکسری از موضوعاتی که در فصل اول به آنها پرداخته شد نیاز به پیگیری داشت و یکسری بحثهایی در آن اتفاق افتاد که باید زمان میگذشت تا به نتیجه میرسید. ضمن آنکه در فصل اول وعدههایی در آن داده شد که باید با یک بازه زمانی متوجه میشدیم این وعدهها عملی شده است یا خیر. لذا قرارمان بر این شد تا در فصل دوم آیتمی را در نظر بگیریم تا به انعکاس آن موضوعات بپردازیم و نشان دهیم همچنان پیگیر برخی از موضوعاتی که در فصل اول مطالبهگری کردیم بودهایم و به راحتی از کنار آنها عبور نکردهایم. مثلا وعدههایی که مسئولان دادند بعد از گذشت چند ماه به چه نقطهای رسیدهاند.
مسائلی مانند موضوع محیط زیست که در فصل اول این برنامه چند وعده داده شده بود. وعدههایی مانند کاهش سهم کیسههای پلاستیکی یا موضوع آرادکوه و ساماندهی آنجا، یا موضوع فرودگاه امام خمینی (ره) که رئیس آن در برنامه درباره ساخت ترمینال جدید گفت و درباره بخشهای منطقه آزاد این فرودگاه قولهایی را در برنامه داد. بنابراین در فصل دوم قرار است به سراغ سوژههای این چنینی که در فصل قبل رفته بودیم نیز برویم و ببینیم مطالبهگریها و وعدههایی که داده شد به کجا رسیده است و آنها در برنامه انعکاس داده خواهد شد. چون موضوع پیگیری و مطالبهگری در برنامه بیواسطه بخش مثبت آن است و همواره مخاطبها به آن علاقه داشتهاند برای همین هم ما به این بخش نگاه ویژهای داشتهایم.
نگاه ویژه شما در فصل دوم بیشتر به سمت چه نوع موضوعاتی است و آیا این اتفاق باعث شده تا با فصل اول از نظر پرداختن به موضوعات تفاوت به وجود آورد؟
در برنامه بیواسطه دوربین سراغ مکانها، بخشها و سوژههایی رفته است که مخاطب از آن اطلاعی نداشته و دوربین بیواسطه برای اولین بار آنها را ثبت و پخش کرده است.
نگاه جدید به موضوعات اجتماعی باعث شده تا فصل دوم «بیواسطه» در مقایسه با فصل اول دارای تفاوتهای جدی باشد
در فصل دوم دوربین برنامه با جنسی از موضوعات مواجه شده که مخاطبان آن فضاها را ندیدهاند و اساسا تصاویری که گرفته شده در رسانه ملی پخش و روایت نشده است. از این رو تصور میکنم نگاه جدید به موضوعات اجتماعی باعث شده تا فصل دوم بیواسطه در مقایسه با فصل اول دارای تفاوتهای جدی باشد. کار متفاوت دیگری که در فصل دوم برنامه بیواسطه رخ داده این است که نگاه پروندهای به موضوعات داشته است. به عنوان مثال سراغ وزارت نیرو رفته و با موضوع آب به کلیت بحران آب در کشور پرداخته است.
در همین قسمت موضوع به سمت وضعیت آب در سیستان و بلوچستان تا دریاچه ارومیه رفته است. آنجا موضوع به سادگی و با چند گفت و گو رها نشده است. کاروان بیواسطه به سراغ سیستان و بلوچستان رفته تا ببیند حرفهایی که بر روی کاغذ زده شده تا چه میزان عملیاتی شده و تا چه میزان پیشرفت داشته است. از این طریق بیواسطه نشان میدهد اگر درباره موضوعی در برنامه صحبت میشود در حد صحبت و وعده باقی نماند و عوامل سازنده بیواسطه به عنوان نماینده افکار عمومی سراغ آن میرود و پیگیر خواهد بود.
اعتیاد، کودکان کار و معضلات معلولان در فصل دوم
رویکرد دیگری که در فصل دوم بیواسطه پیش گرفته شده و باعث تفاوت جدی با فصل اول آن شده، این است که موضوعات به صورت روایت و قصهای پر ریتم ارائه میشود. تلاش شده تا در بازه زمانی حدود ۵۰ دقیقهای در هر قسمت، یک روایت داستانی و مستندگونه را به نمایش درآورد. روایتهایی که پر ریتم و جذاب هستند. سهم بیشتر موضوعات در فصل دوم برنامه بیواسطه، اجتماعی است. اعتیاد، کودکان کار، معضلات معلولان، اوتیسم و… از جمله سرفصلهایی هستند که شاید در فصل اول جایگاهی نداشت.
آیا موضوعی و سوژهای بوده است که بعد از مطرح شدن در برنامه «بیواسطه» حل شده باشد؟ یا وعدهای بوده که بعد از مطرح شدن در این برنامه محقق شود؟
از آنجایی که در فصل اول برنامه بیواسطه جنس موضوعات کلانتری بود و رسانههای متعددی نیز به آن پرداخته بودند عملا نمیتوانستیم بگوییم تاثیر مطالبهگری و پرداختن به آن در این برنامه در محقق شدن یکسری از وعدهها و یا برطرف شدن معضلات آن اثر گذاشته است. اما در در فصل دوم به دلیل پرداختن به موضوعات و سوژههای ملموستر و مشخصتر قابل اندازه گیری است که فلان موضوع پس از مطرح شدن در برنامه بیواسطه تا چه میزان تاثیر داشته و توانسته در مطالبهگری که میکند به پاسخ مورد نظرش هم دست پیدا کند و پیگیری آن مطالبه نیز مشخصتر خواهد شد که بالاخره به نتیجه خواهد رسید یا خیر. با توجه به این موضوع تصور میکنم در فصل دوم بیواسطه چهار پنج موضوع وجود دارد که هر کدام از آنها در زمان پخششان، رسانهها مطرح خواهندکرد و از این رو پیگیری ما نیز جدیتر خواهد بود.
«بیواسطه» بعد از پایان فصل دوم باز هم ادامه خواهد داشت؟
با وجود تمام سختیهایی که ساخت این برنامه دارد؛ اما در صورت نگاه مثبت به آن و همراهی با ما، امکان ادامه کار از سوی تیم تولید وجود دارد. همچنان سوژههای جذابی چه در تهران و چه در سایر شهرهای دیگر کشور هستند که هنوز به آنها یا به درستی یا اصلا پرداخته نشده است. به هر حال با تولید مستمر است که مطالبهگریها و پیگیری وعدههای مطرح شده در برنامه بیواسطه نتیجه بخش خواهد بود. برای همین ما به عنوان تیم سازنده هم علاقه مند هستیم و هم آمادگی داریم تا همچنان بیواسطه تولید شود و این استمرار همچنان ادامه داشته باشد.
وی افزود: دکتر مجتهدی پس از بازنشسته شدن در دانشگاه تهران، در پژوهشگاه علوم انسانی حضور داشتند و من شاهد بودم که دکتر نجفی سعی بلیغی در تکریم، تعظیم و تجلیل از ایشان داشت که برای ما بسیار آموزنده بود.
اسماعیلی ادامه داد: بنده در دوره دکترا در سال ۱۳۸۱ خدمت مرحوم مجتهدی بودم و دو نیمسال را نزد ایشان درس گرفتم (دکتر مجتهدی اجازه نمیدادند از واژه نیمترم استفاده کنیم). یک نکته جالب تأکید ایشان بر استفاده و پاسداری از زبان فارسی بود. بهطوریکه ما حتی برای دوره تحصیلی نمیتوانستیم از کلمه «ترم» استفاده کنیم. این در حالیاست که ایشان دانش وسیعی در حوزه غرب و زبانهای لاتین داشت. بنده توفیق داشتم در روزهای پایانی حیاتشان هم به زیارتشان رفتم و همیشه به عنوان یک شاگرد افتخار میکنم که در دورهای این سعادت نصیبم شد که در محضر دکتر مجتهدی درس بگیرم.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: در سال ۹۲ و ۹۳ که هنوز مسئولیت اجرایی در دولت و وزارت خانه نداشتم وقت بیشتری در پژوهشگاه با دکتر نجفی و دکتر زیویار میگذراندم. خاطرم هست یکبار وقتی از جلوی در اتاق ایشان رد شدم، رفتم داخل تا با ایشان سلام و علیکی داشته باشم، از من پرسیدند چه میکنی و گفتم در دانشگاه تهران تدریس میکنم. ایشان گفت، بنشین تا برای تو یکسری نکات معلمی را بگویم که باید یاد بگیری. در آن جلسه که حدود ۴۰-۳۰ دقیقه در مورد اخلاق معلمی صحبت کردیم، واقعاً حرفهای ایشان برای من راهگشا بود و دکتر مجتهدی در آن فرصت هم مقام معلمی خودش را رها نکرد. ایشان توصیه میکرد، یک معلم علوم سیاسی حتماً باید یک دهه در کار اجرایی کسب تجربه کند چون معلم علوم سیاسی نمیتواند با ذهنیاتش مشکلات کشور را حل کند.
مرحوم مجتهدی تا آخرین لحظه کار معلمی را رها نکرد و از این جهت میتوان به ایشان لقب معلم همیشگی را داد. ایشان در کلاس درس دقت بسیاری داشتند، علاوه بر اینکه بسیار منظم و وقتشناس بودند، به طوریکه هیچکس نمیتوانست سر کلاسهای ایشان دیر بیاید که بنده در اولین جلسه حدود ۵_۶ دقیقه تأخیر داشتم، طوری بر سرم داد کشید که در طول دوره آموزشی از اول ابتدایی تا آن زمان هیچ معلمی چنین برخوردی با من نکرده بود. پس از آن همگی ۱۰ دقیقه زودتر در کلاس حاضر میشدیم.
اسماعیلی با اشاره به نقش مهم مرحوم مجتهدی در آشنایی منصفانه استادان و دانشجویان ایرانی با فلسفه غرب گفت: دکتر مجتهدی غرب را کاملاً میشناخت، اما غرب زده نبود. به فلسفه غرب کاملاً مسلط بود اما شیفته فلسفه غرب نبود و در آثارش هم موجود است که میگوید، من مدافع فلسفه غرب نیستم. در عوض شیفتگی عمیقی به داراییهای ایران و سنت اصیل ایرانی_اسلامی داشت و مرتب از دغدغههای فرهنگیاش سخن میگفت و بارها تأکید میکرد که ما میتوانیم از سهروردی، ملاصدرا و میرداماد آینده فرهنگی کشور را بسازیم.
اسماعیلی در بخش پایانی سخنانش یادآور شد: همیشه یاد دکتر مجتهدی عزیز در اذهان دانشجویانش زنده خواهد ماند چون جسم مادی ایشان از میان ما رفته، بهقولی سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز… مجتهدی عزیز ما زنده است چون آثار عمیقش در بین دانشجویان و استادان مورد استفاده قرار میگیرد. سالهای سال و قرنهای بعد، مجتهدی همچنان زنده خواهد بود. یک معلم واقعی و چهره ماندگار که امیدوارم خداوند متعال روح این استاد عزیز ما را با اولیاء الهی، ائمه اطهار، شهدا و صالحان محشور فرمایند.
شخصیت علمی و دانشمند شدن کار سادهای نیست
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری یکی دیگر از سخنرانان ویژهبرنامه «یک عمر معلم» در آغاز سخنانش با تشکر از رئیس پژوهشگاه بهخاطر برگزاری چنین برنامه نکوداشتی گفت: چنین اقداماتی راهیست برای ارتقاء خودباوری، معرفی الگوهای موفق به جامعه، تقویت هویتسازی و هویتمداری برای جامعه اسلامیمان که از این جهت این اقدام مبارک را میستائیم.
محمدعلی زلفیگل در ادامه با تجلیل و قدردانی از جامعه فرهیخته، فرزانه و آموزش عالی کشور که هماهنگ و همصدا با جامعه دانشگاهی دنیا، فجایع غزه را محکوم کردند، تأکید کرد: وجدان بیدار دنیا را میستائیم که ظلم و کشتار زنان و کودکان توسط مدعیان آزادی و حقوق بشر دنیا را محکوم کردند. امیدواریم سازمان ملل متحد هم این صدای حقطلبی عالمان، دانشمندان و اندیشمندان دنیا را بشنود و وارد تصمیمسازی و تصمیمگیری شود که خیلی زود دیر میشود. اگر سازمان ملل دیر تصمیم بگیرد، شرمنده نسلهای آینده و تاریخ خواهد شد. همانطور که شعر سعدی (چو عضوی به درد آورد روزگار) در سردر سازمان ملل ثبت شده، برگردند به تمدن ایرانی، تمدن حقطلبی، حقگویی و حقجویی تا هرچه زودتر جلوی این ظلم و ستم را بگیرند.
وی افزود: خوشبختانه دنیا حقطلبی ایران عزیز اسلامی را باور کرد. حداقل شهروندان جامعه خودمان ارزشی که جمهوری اسلامی و تمدن ما برای عالمان و دانشمندان قائل هست را با دنیایی که ادعای آزاداندیشی، دموکراسی و حقوق بشر دارند، مقایسه میکنند. در جمهوری اسلامی ایران قانون اجازه ورود نیروهای نظامی و امنیتی به دانشگاهها را نمیدهد که در اعتراضات ۱۴۰۱ دیدید که چند ماه طول کشتید اما یک نیروی نظامی و امنیتی اجازه ورود به دانشگاهها را نداشت و ما هم اجازه ورود ندادیم. در شرایط سخت وزیر علوم در دانشگاه صنعتی شریف حضور پیدا کرد تا خودش مسائل را حل کند. این شرایط دانشگاههای جمهوری اسلامی را با شرایط دانشگاههای مدعیان آزادی و حقوق بشر مقایسه کنید. واقعاً باید قدردان باشیم،
زلفیگل گفت: همانطور که تمدن ما برای عالمان حرمت قائل بوده، جمهوری اسلامی ایران آن حرمت را چند برابر کرده است و بایستی این حرمت را پاس بداریم. امروز هم اگر این مراسم نکوداشت یک فیلسوف و یک دانشمند برگزار شده، در همان راستای حرمتگذاری به علم و عالم هست. از نظر مقام معظم رهبری هم وظیفه دانشگاهها، تولید علم، تربیت عالم و جهتدهی به علم و عالم است. بههمین دلیل است که علما در جامعه و تمدن ما از ارزش و جایگاه ویژهای برخوردار هستند، فقط ما باید چنین تقدیرهایی را بهموقع انجام دهیم و در زمان حیات عالمانمان، بیشتر از آنها تجلیل کنیم و داشتههایمان را پاس بداریم.
وی با اشاره به جمله دکتر مجتهدی در خصوص «غربشناسی لازم، غربگرایی ممنوع است»، تأکید کرد: این جمله بسیار عمیق است و باید در خیلی از مراکز علمی، حک و برجسته شود. معنای جمله این است که ما باید از تجربه دنیا استفاده کنیم. معنای این جمله عمیق این است که ما باید از تجربه دنیا استفاده کنیم. به قول هلندیها تجربهها را باید ارزان خرید. سعدی(ره) هم میگوید:
مرد خردمند هنر پیشه را
عمر دو بایست در این روزگار
تا به یکی تجربه آموختن
با دگری تجربه بردن بهکار
وزیر علوم تاکید کرد: خداوند به انسان دو عمر نداده اما شرایطی داده که مثلاً با مطالعه تاریخ و بررسی ضعف و قوت گذشتگان میتوانیم از طریق تحقیق و پژوهش هزاران عمر داشته باشیم. جهاد تبیین هم یعنی شناساندن عالمان کشور به نسل جوان که مورد تأکید مقام معظم رهبری هم هست. نسل جوان باید بدانند که اگر تلاش کنند انسان مؤثری برای جامعه شوند، قدرشان دانسته میشود که در شهر تبریز هم پارک مفاخر نمونه آن است. در مجموع برگزاری چنین مراسمهایی در راستای جهاد خودباوری و جهاد هویتسازی است که از نیازهای اصلی امروز ما بهشمار میآید تا دانشجویان و نسل امروز ما امیدوار به آینده زندگی کنند.
زلفیگل در ادامه با تأکید به جهاد امید و امیدباوری از اصحاب علوم انسانی حاضر در جلسه و رئیس پژوهشگاه کمک خواست تا به شخصیت علمی متوازن کشور بیشتر توجه کنند و گفت: در چند سال اخیر توازن علمی کشور ما از بین رفته است، به این معنا که تقریباً یک دوم دانشآموزان ما سراغ تحصیل در رشته علوم تجربی و رشتههای معروف و پرطرفدار میروند بهدلیل اینکه نگران آینده شغلی خود هستند. این در حالی استکه استقبال از رشته ریاضی به ۱۰۰هزار نفر نزدیک میشود و رشتههای علوم پایه نادیده گرفته میشوند یا رشتههای علوم انسانی تضعیف میشوند. یعنی شخصیت علمی کشورمان حالت متوازن خود را از دست میدهد، چه باید کرد؟ بنده در این فرصت از دکتر نجفی میخواهم که یک طرح تحقیقاتی و کار بنیادی راجع به این موضوع تهیه کنند و اعضای هیأت علمی و دانشمندان پژوهشگاه با درنظر گرفتن مطالعات تطبیقی، ملی و فراملی بگویند که ما (مدیران اجرایی) چه تصمیمی بگیریم؟ چهکار کنیم که شخصیت علمی دانشمندان کشورمان متوازن باشد؟ در کشورهای پیشرفته نخبهترین افراد وارد رشتههای علوم انسانی میشوند این در حالی است که این موضوع دقیقاً در کشور ما برعکس است و لازم است اصحاب این رشته به ما راهکار دهند و بگویند چه کنیم. شاید لازم باشد مثل خیلی از کشورها یک دیپلم بیشتر نداشته باشیم!
وی افزود: ما اگر به رشتههای خاص توجه کنیم و نسبت به رشتههای علوم انسانی بیتوجه باشیم، آن شخصیت متوازن علمی کشور را نمیتوانیم داشته باشیم. علوم انسانی است که مدیریت کلان کشور را اداره میکند، رشته فلسفه است که تعینکننده راه و رسم زندگی و جامعه برای آینده است. اجازه ندهیم رشتههای پایه و علوم انسانی بیش از این تضعیف شوند. فکر از حکیمان و اجرا از حاکمان که شما حکیم هستید و باید راهکار بدهید.
وزیر علوم در پایان سخنانش در مورد شخصیت علمی، روند تحصیل و زندگی مرحوم مجتهدی مواردی را مطرح کرد و گفت: قدر داشتههایمان را بدانیم، برای شکلگیری یک شخصیت علمی هزینه زیادی صرف میشود، شخصیت علمی و دانشمند شدن کار سادهای نیست، اما حفظ این دانشمندان سختتر از دانمشند شدن است همانطور که همه میگویند، قهرمان شدن سخت است و قهرمان ماندن، سختتر! بنابراین سرمایههای نمادین و علمی کشورمان را حفظ کنیم، قدر بدانیم و بر صدر بنشانیم.
در بخش دیگری از این مراسم نجفی رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی پس از عرض خیرمقدم و خوشآمدگویی به حضار در سخنانی گفت: ما قصد داشتیم مراسم چهلمین روز درگذشت دکتر مجتهدی را برگزار کنیم که این روز مصادف شد با ۱۳ اسفندماه و زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی، این مراسم با تأخیر برگزار شد.
نجفی تأکید کرد: معمولاً استادان و معلمان دو وجه شخصیتی دارند؛ یکی وجه تعلیم و تدریس و دیگری وجه تحقیق و تألیف که اکثر استادان در یک وجه آن برجسته میشوند اما دکتر مجتهدی در هر دو وجه آن برجسته بود، یعنی هم محقق و هم معلم خوبی بود و به همینخاطر اسم این مراسم را «یک عمر معلم» انتخاب کردیم.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: مرحوم مجتهدی در زمان حیاتشان میگفتند، «من یک معلم ساده هستم» و روی این موضوع تأکید داشتند. ما اوایل فکر میکردیم معلم ساده بودن، چیزی نیست، اما حالا متوجه شدیم، معلم ساده بودن موضوع بزرگ و مهمی است. بههرحال دکتر مجتهدی بهخاطر اینکه، هم محقق و هم معلم و مدرس بود، یک جریان فکری راه انداخت که ما در این مراسم فقط قصد نداریم از یک مرد سالخورده، محقق و معلم تجلیل کنیم، بلکه ما میخواهیم بهواسطه اندیشههای ایشان یکی از بزرگترین مشکلات خودمان را حل یا لااقل مسئلهسازی کنیم که همانا مشکل «بحران هویت» است.
نجفی با اشاره به ۳۰-۴۰ سال عمر تحقیقی مرحوم مجتهدی تصریح کرد: ایشان شدیداً به ایران و ایرانی بودن و غیرت و فرهنگ و ملیت ایرانی تعلقخاطر داشت که در بحث و کلام ایشان تمام این موارد ارزشمند است که ما باید به آن توجه کنیم. من نمیگویم دکتر مجتهدی فردی حزبالهی، بسیجی یا انقلابی بود اما میتوانست انقلاب را ببیند که جامعه دانشگاهی ما به این نوع نگاه احتیاج دارد. این نوع نگاه میتواند به ما یک وحدت فرهنگی بدهد. مرحوم مجتهدی معتقد بودند ما باید نگاه عمیقی به مسائل داشته باشیم که چنین نگاهی باعث میشود ما شرایط فعلی ایران و انقلابمان را بهتر درک کنیم. و این موضوع یکی از مسائل ماست که خود ایشان تأکید داشتند، ایراد ندارد «پرسش» از فرهنگ دیگری باشد، اما جواب و پاسخ باید از فرهنگ خودمان باشد که ایشان همیشه میگفتند، «غربشناسی واجب، اما غربزدگی حرام است».
همچنین در این مراسم از کتابخانه تخصصی فلسفه و غربشناسی، تندیس مرحوم مجتهدی به همراه ۲۰ جلد آثار جدید انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی رونمایی شد.
مقالات علمی اعضای هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ عبدالمجید مبلغی، رضا غلامی، هادی وکیلی، محمدعلی فتحالهی، مصطفی شهرآئینی، عبدالرحمن حسنیفر، طاهره کمالیزاده و امیر صادقی پیرامون کتب و آثار مجتهدی برای حضار ارائه شد.
]]>دارم درباره سریال «قطب شمال» می نویسم؛ تازه ترین اثر اکبر تحویلیان و در واقع، ورودیه او به دنیای وی او دی ها. فقط یک تهیه کننده، همچو او شاید بتواند تعداد نسبتا زیادی بازیگر چهره دور هم جمع کند و بسپاردشان به یک کارگردان فیلم اولی، یعنی امین محمودی یکتا.
اگر هوشمندی سازندگان و نویسندگان سریال، در کار نبود، حتما به سرنوشت برخی از آثاری دچار می شد که از فرط بد بودن، نیمه تمام باقی می ماندند. هوشمندی شان، آنجا بود که فیلمنامه را از یک اثر جاافتاده و امتحان پس داده ای هم چون «کُنتِ مونتکریستو» اقباس کرده اند؛ یکی از آثار پرخواننده الکساندر دومای فرانسوی. این اثر در اواسط قرن نوزده میلادی نوشته شده است. تقریبا بیست سال بعد از مرگ ناپلئون بناپارت؛ امپراتور پرهیاهوی شان. کسی که جهان را و به ویژه اروپا را به مدت بیست سال، زیر سایه ناآرامی مطلق نگاه داشت. دوما در اثرش، مانند تقریبا هر فرانسوی دیگری، نگاهی متعصبانه به امپراتور خلاق و بی قرارشان داشته است. قهرمان رمان بلند او، جوانی به نام ادموند دانتس است که در روز ازدواج اش، بر اثر خیانت اطرافیان به زندان می افتد و از عرصه وصال دور می ماند. سال ها در زندان می ماند و بعد از آن، با نقشه ای ماهرانه، از زندان می گریزد و با تغییر چهره ای که حالا داده است، شروع به گرفتن انتقام از خائنان می کند.
«قطب شمال» هم شروع اش، همین گونه است. دانتس، شده است همایون منصوری. نامی که برای او انتخاب شده، تقریبا برعکس آن چیزی است که هست؛ نگون بخت شده است و شکست خورده. یا مثلا دوست اش که به او خیانت می کند، سامان نام دارد و روزگارش نابسامان است. نامزد همایون، ارغوان نام دارد که در کتاب دوما، مرسده نام دارد. پیرمرد مرشدی هم که در زندان قرار است منشاء تحول و برومندی همایون شود، ایوب می خوانندش و در کتاب اصلی، کشیشی است به نام آبه فاریا.
پس اگر بخواهیم طبق داستان دوما، جلو برویم، قرار است همایون بعد از سال ها، از زندان فرار کند یا مثلا عفو بخورد و بیرون بیاید و توسط ثروت افسانه ای که ایوب به او جای اش را خواهد گفت، با چهره ای جدید به سراغ دوستان خائن اش برود. مرسده هم با سامان ازدواج خواهد کرد و یک عالم، اتفاق های ریز و درشتی که به راهنمایی دومای فرانسوی، در قطب شمال، شاهد خواهیم بود. اما گویا قرار است خلاقیت هایی را در کار شاهد باشیم که دائما ما را غافلگیر کند و بازی بدهد. برای اینکه، داستان، کاملا لو نرود، چیزی از این خلاقیت ها نمی گوییم تا بگذاریم، مخاطبان، با خیال راحت، بنشینند و سریال تازه شبکه نمایش خانگی را ببینند. این اتفاق خوبی است تقریبا. به شرط آنکه با اصول و اندیشه، همراه باشد.
اما بازی ها، میزانسن ها و دکوپاژی که کارگردان طراحی کرده است، در قسمت اول، خوب از آب در نیامده است. طبیعی است. کار سریال، آن هم در شبکه خانگی، برای یک فیلم اولی، کار بسیار بزرگی است که جگر شیر می خواهد یا یک ذهن بی خیال. امیدواریم که در قسمت های بعدی «قطب شمال»، ناپختگی ها را کمتر شاهد باشیم.
نام اثر، برای یک سریال، یک انتخاب جذاب به حساب می آید و همین ابتدا، به دیده شدن اش، کمک کرده است. بامداد افشار که یک نخبه آهنگسازی در دوران ما به حساب می آید، این بار تصمیم گرفته است که نت هایی بنویسد که در تصویر حل بشود. از این جهت هم می شود کار او را تحسین کرد.
کار تدوین، همچون خیلی از کارهایی که صاحب کارگردان اولی هستند، دارای اشکال است. معمولا در اینطور مواقع، سلیقه و کار تدوین گر، بر خواست کارگردان و نویسنده، تفوق دارد و نتیجه، دارای تشتت هایی می شود که دلچسب نیست. امیدوارم محمودی یکتا، در ادامه بتواند تسلط خود را بر کارش به وجود آورد و تدوین را هم مدیریت کند. مثلا در جاهایی، پرسوناژ در حال دیالوگ گفتن است و پشت اش به دوریین. ما فقط صدایش را می شنویم. یا در جاهایی، افکت های نامفهومی روی تصویر می آید، مثل جامپ های پشت هم یا لرزش های تعمدی قاب تصویر. در دو سوم ابتدای فیلم هم، ریتم و تمپو، سنگین و ملال آور است که قطعا می شود طبق آنچه که در قصه رخ می دهد، با تدوین، درست اش کرد.
گر چه نوشتن و قضاوت درباره سریالی که تازه، قسمت نخست اش منتشر شده است، کار دقیق و مطمئنی نیست، اما می توانیم در همین حد بگوییم که «قطب شمال» دارد روی لبه تیغ حرکت می کند و اگر سازندگان اش، در مراحل پایانی تولید و پس تولید، دقت زیادی نکنند، حتما از میانه کویر لوت سر در خواهد آورد.
داریوش ارجمند در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا در حاشیه جشنواره فرهنگی و هنری روز ملی خلیج فارس (۱۰ اردیبهشت ماه) اظهار داشت: این روز بزرگ را تبریک میگویم و امیدوارم همه ما مردم ایران قدر خلیجفارس را بدانیم؛ خلیجفارس تنفسگاه این منطقه و این سرزمین است و شاید مهمترین نقطه راهبردی جهان و هدیه خداوند به این سرزمین است.
تسلط نیروهای مسلح ما بر آبهای خلیجفارس
ارجمند با بیان اینکه امنیت تمام این منطقه و اقتصاد آن در خلیج فارس و آرامش و آسایش منطقه منوط به امنیت در خلیج فارس است، گفت: خوشحالیم که نگهبانان خلیجفارس امروز در نیروهای مسلح ما آنچنان در آبهای خلیج فارس مسلط هستند که خیال مردم ایران راحت است و بقیه هم جرات جسارت به آبهای خلیج فارس را نخواهند داشت.
جشنواره روز ملی خلیج فارس با حضور محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و امیر شهرام ایرانی فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی جمعی از شخصیتهای لشکری و کشوری، معاونان و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جمعی از نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و برخی هنرمندان، بازیگران، کارگردانان و تهیهکنندههای سینما، تئاتر و تلویزیون، شعرا، خوانندهها در مجموعه فرهنگی تاریخی برج آزادی تهران برگزار شد.
در این مراسم از پوستر روز ملی خلیج فارس رونمایی شد.
مجید فروغی مدیر روابط عمومی دفتر هنرهای تجسمی و فعال با سابقه عرصه رسانهای هنر و روابط عمومی فرهنگی و هنری روز پنجشنبه ۲۳ فروردین و در سن ۴۷ سالگی چشم از جهان فروبست.
این فعال هنری و رسانهای دارای مدرک کارشناسی روزنامهنگاری، کارشناسی ارشد علوم ارتباطات و دانشجوی مقطع دکتری این رشته بود. فروغی دارای سوابق گوناگون روزنامهنگاری در حوزههایی چون کتاب، هنر و رسانه و همچنین تدریس روزنامهنگاری و روابط عمومی در سطوح مختلف بود. مدیر روابط عمومی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ، مدیر روابط عمومی اداره کل هنرهای تجسمی، مدیر روابط عمومی جشنوارههای گوناگون تجسمی، موسیقی و… بخشی از سوابق زندهیاد فروغی است.
مدیریت روابط عمومی جشنوارههای ملی و بینالمللی از جمله فعالیتهای زندهیاد فروغی است. از وی مقالات بسیاری در رشته روابط عمومی و خبرنگاری به رشته تحریر درآمده است.
وی در دی ۱۴۰۲ از سوی خراسانیزاده مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان «رییس گروه برنامهریزی و توسعه» این اداره کل منصوب شده بود.
جزییات مربوط به مراسم تشییع، تدفین و ترحیم زندهیاد مجید فروغی متعاقبا اعلام می شود.
]]>وی افزود: در ماه مبارک رمضان امسال با تلاش خادمان قرآنی و مربیان قرآن چهار هزار ۴۱۶ جلسه هفتگی قرآن جدید راه اندازی شد و در سامانه به ثبت رسید.
این حافظ قرآن اضافه کرد: پویش ستارههای زمین که با قرائت سوره قدر در سر سفرههای افطار در ماه مبارک رمضان برگزار شد با مشارکت ۵۸ هزار و ۴۴۰ شرکتکننده بهصورت خانوادگی و ۲۶۰ هزار و ۲۵۶ شرکتکننده بهصورت انفرادی به پایان رسید و اسامی برندگان سفر به شهد مقدس نیز پس از قرعهکشی اعلام شد.
به گزارش ایرنا، پویش ستارههای زمین و قرائت سوره قدر بهصورت خانوادگی و انفرادی در سفرههای افطار با قرعهکشی در برنامه «ستارههای زمین» در شبکه قرآن و معارف سیما و اعلام اسامی برندگان سفر به مشهد مقدس به کار خود پایان داد.
بر اساس قرعهکشی انجام شده ۱۴۲ نفر برنده سفر به مشهد مقدس شدند که از این تعداد ۳۹ نفر بهصورت انفرادی و ۱۰۳ نفر بهصورت خانوادگی عازم مشهد مقدس می شوند.
این پویش امسال با مشارکت ۵۸ هزار و ۴۴۰ شرکتکننده بهصورت خانوادگی و ۲۶۰ هزار و ۲۵۶ شرکتکننده بهصورت انفرادی در ماه مبارک رمضان به پایان رسید.
در مجموع سال گذشته و امسال ۱۳۹ هزار و ۲۸۳ خانواده و ۵۸۳ هزار و ۶۲۸ نفر تاکنون عضو پویش ستارههای زمین و جلسات خانگی قرآن شدهاند.
تاکنون ۱۸ هزار و ۷۰۰ جلسه خانگی راه اندازی و ثبت شده و بیش از ۱۶۸ هزار نفر عضو جلسات خانگی قرآن هستند.
]]>وی افزود: در رسانهها بارها به نقل از رئیس سازمان سینمایی مطرح شده است که عدالت باید در چرخه اکران رعایت شود اما در واقعیت اینگونه نیست. گاهی احساس میکنند که برای ما فرش قرمز پهن است و برای هر حمایتی ما را صدا میکنند اما بهرغم نامهنگاریهایی هم که داشتیم، حمایتی را شاهد نبودیم. غالبا سانسهای مرده را به فیلم ما اختصاص دادهاند و به همین دلیل وقتی مردم از اکران فیلم مطلع هم میشوند، سانس مناسبی برای تماشای خانوادگی فیلم پیدا نمیکنند. این مهمترین مشکل «نوروز» در اکران است.
نادری گفت: طبیعتا فیلم «نوروز» را نمیتوان با فیلمهای کمدی مقایسه کرد و اساسا هم چنین انتظاری از آن نبود، اما وقتی آن را با فیلمهای مشابهی که شرایط یکسانی هم در اکران دارند مقایسه میکنیم، از نظر میزان رضایت مخاطب، این فیلم با فاصله، پیشتر است. اینکه مخاطب از فیلمی راضی است و قصد برنامهریزی برای دعوت دیگران به تماشای فیلم را دارد اما نمیتواند زمان خود را با سانسها، منطبق کند، یک مشکل جدی است.
وی تاکید کرد: فیلم «نوروز» برای مخاطبان نوجوان است و طبیعتا باید سانسبندی آن به گونهای باشد که خانوادهها امکان حضور در سینما را داشته باشند. اگر چنین سانسهایی را به فیلم ما اختصاص دهند، قطعا شرایط بهتری هم در اکران خواهیم داشت.
این تهیهکننده با اشاره به اینکه فیلم برای گروه سنی بالای هشت سال ساخته شده است، توضیح داد: ما در سینما یک مخاطب کودک داریم و یک مخاطب نوجوان. فیلم «نوروز» مربوط به مخاطب نوجوان است که پیشتر، پیشزمینههایی را درباره مضامین فیلم داشته است. از سوی دیگر هم در نظر داشتیم که باقی اعضای خانواده که همراه یک نوجوان به سینما میآیند هم با فیلم ارتباط برقرار کنند. از این منظر مخاطب اصلی «نوروز» خانوادهها هستند.
تهیهکننده «نوروز» درباره حضور علی نصیریان در این فیلم هم گفت: واقعیت این است که آیینها و رسوم ایرانی برای هر ایرانی حائز اهمیت است. یکی از بزرگترین جشنهای سالانه ایرانیان هم همین عید نوروز است و فیلم «نوروز» هم اولین فیلمی است که به این آیین میپردازد. وقتی با آقای نصیریان برای چنین فیلمی صحبت کردیم تا در قامت عمو نوروز، ایفای نقش کنند، با تمام مشکلاتی که داشتند، از پیشنهاد ما بسیار خوشحال شدند و حتی به ما هم انرژی مضاعفی دادند.
وی افزود: فراهم آوردن شرایط نقشآفرینی برای آقای نصیریان، با توجه به سن و سالشان بسیار سخت بود. بهویژه در سکانسهای مربوط به بیمارستان که نیاز بود پای ایشان آویزان باشد. یکی از نکاتی که واقعا جزو هنر بازیگری ایشان محسوب میشود اما این بود که با توجه به تمام مشکلات جسمی، زمانی که مقابل دوربین ظاهر میشدند، به کل فرد دیگری میشدند و اتفاق ویژهای را رقم میزدند.
فراهم آوردن شرایط نقشآفرینی برای آقای نصیریان، با توجه به سن و سالشان بسیار سخت بود. بهویژه در سکانسهای مربوط به بیمارستان که نیاز بود پای ایشان آویزان باشد
نادری ادامه داد: تأکید داشتیم که عمو نوروز در این فیلم، کاملا ایرانی باشد و نمیخواستیم نسخهای کپی شده از پاپانوئول باشد. اگر از این جزییات مراقبت نکنیم، در سالهای بعد بیشتر شاهد نفوذ خردهفرهنگهای مرتبط با کریسمس و جشنهای غربی، در فرهنگ بومی خودمان میشویم.
تهیهکننده «نوروز» درباره انتقاداتی که نسبت به ضعف داستانی این فیلم مطرح میشود، توضیح داد: حمزه صالحی که فیلمنامه این فیلم را نوشته، فیلمنامهنویسی است که در سالهای اخیر تجربه موفقی در فیلمهای کمدی داشته است و به نوعی میتوان گفت رگ مخاطب را به خوبی میشناسد. اما باید یک تفکیک میان تجربههای کمدی و تجربههای دیگر داشته باشیم. «نوروز» اولین فیلم مرتبط با این فرهنگ و آیین است و لازم بود خیلی از مختصات مرتبط با آن در فیلمنامه تشریح شود.
وی در پایان گفت: در عین حال هم یک فیلم سینمایی زمانی محدود برای قصهگویی دارد. این موارد چالشهایی بوده که فیلمنامهنویس با آن مواجه شده و به نظرم با توجه به مقدورات، بهخوبی از پس آن برآمده، این انتقاد تا حدودی وارد است اما بهعنوان قدم اول بهنظرم تجربه قابلقبولی محسوب میشود.
]]>وی افزود: با تلاش و پیگیریهای وزارت امور خارجه کشورمان و اعلام شرکت هواپیمایی ایرانایر مبنی بر موافقت با مجوزهای پروازی، اعزام زائران عمره از سوم اردیبهشت آغاز میشود.
رییس سازمان حج و زیارت تاکید کرد: هزینه این سفر ۱۰ روزه با توجه به گروه قیمتی، ۴۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان تا ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است.
به گزارش ایرنا ، اواخر سال ۱۴۰۲ قرار بود «عمره مفرده» عملیاتی شود، اما بنا به گفته مسوولان حج و زیارت به دلیل عدم صدور مجوز پروازی از سوی سازمان هواپیمایی عربستان این سفرها به تعویق افتاد، ظاهراً «مشکلات فنی» ما بین هواپیمایی دو کشور رفع شده و چشم انتظاری زایران پس از ٩ سال پایان خواهد یافت.
]]>